سحرگاه

بعنوان یک پژوهشگر سالهاست که میخواهم توصیفی جامع از دلیل خلقت بنویسم. فکرم مدام درگیر این موضوع بود و فقط در زمانهایی که مشغول کسب علوم دیگر بودم از این افکار رهایی داشتم. نمیدانستم از کجا شروع کنم و چگونه آنچه را که میدانم بطور خالص مکتوب کنم تا ابهامی برای متعصبین بوجود نیاید و درگیر حاشیه ها نشوم. بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم نمیتوانم کلماتی برای توصیف این موضوع پیدا کنم لذا تصمیم گرفتم تا آنرا برای خود نگه دارم.

سحرگاهی در بستر بودم، زمان نماز صبح بود، و من در حالت خواب و بیدار داشتم این مسئله را در ضمیرم بررسی میکردم. در آن حالت چند بیت شعر یا جمله به ذهنم خطور کرد و تمام آنچه را که میخواستم بطور خلاصه ولی مفید برایم آشکار ساخت.

بنظرم این چند جمله کوتاه معنای عمیقی دارند و میتوانند پاسخگوی تمام سئوالات بشر در خصوص اسرار خلقت باشند. تصمیم گرفتم تفسیر این بیتها را به آیات ۲۷ الی ۲۹ سوره مبارکه بقره و غزلهای ۱۸۳ و ۱۸۴ دیوان شیخ حافظ بسپارم.

چه خوش گفت حافظ شیرین سخن :

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ                        به قرآنی که اندر سینه داری

اسرار خلقت

16+

قرآن و حافظ

ترجمه آیات ۲۷ و ۲۸ و ۲۹ سوره مبارکه بقره

به نام خداوند بخشنده مهربان

کسانیکه عهد خدا را پس از محکم بستن آن میشکنند و می گسلند آنچه امر خداست و میان اهل زمین فساد میکنند، ایشان به حقیقت زیانکارانند.

چگونه کافر میشوید به خدا درحالیکه شما مرده بودید و زنده تان کرد، سپس دوباره بمیراند و باز زنده کند و نهایتاً به سوی او باز میگردید.

او خدایست که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد و سپس به خلقت آسمانها نظر گماشت و هفت آسمان را بر فراز یکدیگر افراشت و او به همه چیز آگاه است. 

غزل ۱۸۳ دیوان حافظ

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند                و اندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند

183

غزل ۱۸۴ دیوان حافظ

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند               گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

184

چه خوش گفت حافظ شیرین سخن :

آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست                 عالمی دیگر بباید ساخت و زنو آدمی

13+