کلام خدا

من هم مانند خیلی ها این سئوال در ذهنم تداعی میشود که چرا متولد شدیم و چگونه باید زندگی کنیم ؟ راه و رسم درست زندگی چیست و منشاء خوشبختی کجاست ؟ نهایتاً به این سئوال اصلی میرسیم که چرا خداوند آدم را خلق کرد ؟

بعد از سالها تحقیق و تفحص جواب سئوالم را از خود خدا شندیم. دقیقاً خداوند در آیات ۳۰ الی ۳۳ سوره مبارکه بقره به این نکته بزرگ اشاره میکند.

چند نکته در این آیات وجود دارد که بایستی بدرستی ترجمه شوند. بنظر من نمیتوان کلام خدا را تفسیر نمود و بایستی همانطور که هستند فهم و درک کرد که این مطلب در خصوص آیات ذکر شده صادق است. این پست با عنوان کلام خدا نام گذاری شده است لذا در خصوص سئوال مطرح شده پاسخی بجزء کلام خدا درج نمیکنم و نظرم را در باره این موضوع به پست دیگری موکول می نمایم.

بنام خداوند بخشنده و مهربان

زمانی خداوند به فرشتگان میفرماید : من در زمین قائم مقامی آفریدم

فرشتگان به خداوند گفتند : کسی را در زمین قرار دادی تا فساد کند و خونها ریزد، درحالیکه ما آنطور که شایسته است تو را تسبیح و تقدیس میکنیم

خداوند به فرشتگان فرمود : من چیزی از خلقت بشر میدانم که شما نمیدانید، و آنگاه خداوند به آدم آموخت اسم همه چیز را، و در نظر فرشتگان پدید آورد واقعیت آن اسم ها را

و به فرشتگان فرمود : اگر شما راست میگویید نام این چیزها را بیان کنید

فرشتگان به خداوند گفتند : تو منزهی، ما چیزی نمیدانیم جزء آنچه که تو به ما تعلیم دادی، تویی خالق دانا و حکیم

خداوند به آدم فرمود : ای آدم ماهیت این اسم ها را برای فرشتگان هویدا کن، و چون آدم فرشتگان را آگاه ساخت

خداوند فرمود : اکنون دانستید که من برغیب آسمانها و زمین آگاهم و میدانم آنچه را آشکار و نهان میدارید

 

13+

کلام بهزاد

همانطور که در پست قبلی کلام خدا را خواندید، در اینجا میخواهم نظریه شخصی ام را در خصوص سئوال هدف از خلقت آدم بیان کنم.

گونه آدم آفریده شده است تا همانند خداوند عمل کند حتی در ابتدا قرار بود همانند خداوند جاوید باشد که البته بدلیل مسائلی نحوه جاویدان بودن آدم تغییر پیدا کرد.

اصلی ترین صفت خداوند خالق است لذا ما هم باید همین صفت را داشته باشیم. ما میتوانیم از خداوند الهام بگیریم و خلق کنیم. خداوند خالق است چون عالم است و ما هم برای خلق کردن چیزی نیاز به دانش مربوطه داریم.

به عقیده من آدم خلق شده تا خالق باشد و هست چون شعور دارد اما اگر دانایی داشته باشد چیزهای مفیدتری خلق میکند. خداوند علمش را در زمانهای مختلف به آدم الهام کرده و نسل به نسل این دانش گسترش و انتقال یافته است تا آدم ها بسازند و سازندگی کنند. تنها چیزی که آدم را در خلقت محدود میکند دانش اوست، لذا همواره برای بدست آوردن علم باید سخت کوشید و آنرا کامل کرد.

آدم خلق نشده است تا در امور خداوند دخالت کند و از اسرار غیب آگاه شود تا به این وسیله در کارهای خدا و فرشتگان دخالت نماید.

چه خوش گفت حافظ شیرین سخن :

زسر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان                کدام محرم دل ره در این حرم دارد

آدم مشغول به هر کاری که باشد میتواند در آن زمینه خلاق و نوآور باشد، این عمل باعث ارتقاء سطح جایگاه اجتماعی او میشود و جامعه را به سمت پیشرفت سوق میدهد، ازاینرو فرهنگ و تمدن که لازمه خوشبختی آدمهاست پدیدار میگردند.

برای مثال لحظه ای تصور کنید که شما کشاورز هستید، روی زمینی کار میکنید و هر سال محصول گندم برداشت میکنید. یک زندگی آسوده با مقررات خاص که باعث میشود فرزندان خوب و زحمت کش تربیت کنید و بدلیل کار در مزرعه از اهمیت حلال و حرام اطلاع دارید که این باعث میشود تا زندگی بدون گناهی را برای خانواده تان میسر سازید. سالها به همین روش زندگی کنید تا مرگ به کار شما پایان دهد.

حال تصور کنید شما همان کشاورز هستید ولی دارای دانش مربوطه و هر روز نیز به دانش شما در زمینه کشاورزی اضافه میشود. در این زمان شما با دانشی که دارید ابزارهایی ابداع میکنید تا زحمات شما در کشاورزی کمتر گردد، با دانشی که دارید کمک میکنید تا محصول شما بیشتر تولید شود، و از خمس و ذکات اضافه محصول، آدم هایی مثل جویندگان دانش که وقتی برای کار کردن ندارند و مستحب دریافت کمک هستند ( و همینطور معلولین و غیره ) بی نیاز شوند. نهایتاً با دانشی که دارید همان عملی را که خداوند به فرشتگان در خصوص شما وعده داده بود میسر میسازید.

حالا شما به من بگویید هدف از خلقت آدم چیست ؟

13+