علم بهتر است یا ثروت

 

قبل از ورود به بحث مربوطه، بایستی درک درستی از این کلمات داشت و مفهوم آنها را شناخت.

ثروت : اندوختن مال سبب ثروت میشود. هر آدم میتواند با فعالیتهای فکری و جسمی، خدماتی را به هم نوع خود ارائه دهد و بابت آن طلب مال نماید و مطمئناً پول خود را بجهت کسب ثروت پس انداز نماید.

علم : دانش رابطه مستقیم با جهان هستی دارد، هر چیزی را که بتوانیم تصور کنیم یا با یکی از پنج حواس درک کنیم قطعاً علم مختص به خود را خواهد داشت و زمانیکه ماهیت آن بصورت کاملاً منطقی اثبات گردد دانش نیز پدیدار میشود


نکته قابل ملاحظه

هر فرد که مالک علم یا علوم دنیاوی باشد، آنرا صاحب دانش یا دانشمند می نامند. صاحب دانش باید با اتصال و جهشن بین علوم، دانش دیگری را بیآفریند و یا آنرا به تکنولوژی تبدیل کند، یا آنرا طوری گسترش دهد که افراد جامعه از آن برای اختراع چیزی بهرمند شوند.

مانند تکنولوژی نساجی که ترکیبی از دانش مکانیک، الکترونیک، شیمی، کشاورزی و غیره است، و ماشین آلات نساجی جزو اختراعات مربوطه حساب میشوند.

یا دانش جرم شناسی که از ترکیب تمام علوم موجود استفاده میکند تا جرمی بطور کاملا علمی اثبات گردد.

دانش بقدری اهمیت دارد که خداوند در آیه ۱۸ سوره مبارکه آل عمران اثبات وجودش را به صاحبان دانش ارجاع میدهد و میفرماید :

بنام خداوند بخشنده مهربان

گواهی داد خدا، آنکه نیست هیچ معبود بسزایی جز او، فرشتگان و صاحبان دانش نیز، در حالیکه خدا قائم بعدل است، گواهی دهند، نیست هیچ معبود بسزایی مگر او که غالب و درست کردار است. 

لازم به ذکر است که یک محقق و پژوهشگر میتواند به دانشمند تبدیل شود، زیرا در مسیر دانش حرکت میکند. اما یک مخترع در رده دانشمندان نیست، زیرا وی از دانش حاضر و موجود چیزی را خلق میکند و از این راه میتواند کسب ثروت نماید. مخترع صفتی است که خداوند در حضور ملائکه به آدم اعطاء کرده است.


بطور کلی آدم ها به دو دسته تقسیم میشوند :

الف : جویای ثروت

جویای ثروت میکوشد تا با روشهای گوناگون مالی را بدست آورد. این روشها میتوانند پاک و ناپاک باشند. که موضوع بحث ما کسب ثروت از راه درست و خدا پسندانه است.

بطور خلاصه هر حرفه ای را میتوان به ۲ روش تجربی و تئوری فرا گرفت :

  • روش تجربی یعنی، بدو ورود با مسائل آن شغل سروکار دارید، استادی به شما بصورت عملی آموزش میدهد تا در آن شغل حرفه ای شوید.
  • روش تئوری یعنی، در ابتدا شما در دانشگاه یا آموزشگاه دانش فنی شغلی را فرا میگیرید و سپس در آن حرفه مشغول به کار میشوید.

نهایتاْ با یکی از دو روش فوق، حرفه ای برای کسب و کار و مال اندوزی نسبت به سعی و تلاش فردی میسر میگردد. نکته اینجاست، هیچ شخص عاقلی که در اوج کسب ثروت است، حرفه اش را بطور موقت رها نمیکند تا عالم یا صاحب علم ( دانشمند ) شود و مجددا به کسب و کار اولش در بازار کار بازگردد.

بنابراین جمله معروف ” اول سخت کار میکنیم و زمانیکه پول داشته باشیم علم را هم بدست می آوریم “ که معمولا سر زبان اکثریت میباشد به هیچ عنوان عملی نخواهد شد.

ب : جویای علم

هر جوینده علم میکوشد تا به هر نحوی فرا بگیرد، زمان برای او معنا ندارد، همواره میکوشد تا مطالعه کند، مکتوب کند و آزمایش نماید؛ زمانیکه صاحب علمی شد آنرا رها میکند و به فرا گرفتن علم دیگر می پردازد. این روش تا زمانیکه قادر شود بین علوم پیوند بزند و تکنولوژی نوینی خلق کند ادامه خواهد داشت.

همانطور که قبلاً گفتم : علوم مانند بلوکهای سیمانی یک دیوار میباشند که میتوانند در جهات مختلف رشد کنند و مستحکم شوند، اهل علم میدانند، این راهی است که تا پایان حیات ادامه دارد و ثمره آن افزایش سطح آگاهی مردم است تا تنها سیاره آبی هستی پاکیزه و محفوظ باقی بماند.

 در تاریخ بشریت دیدیم که علمای ایرانی بطور همزمان صاحب دانش های متعددی مانند ریاضی، نجوم، فیزیک، پزشکی، شیمی و غیره بودند و با تمام وجود به بشریت خدمت کردند. آنها نه اهل مال اندوزی بودند و نه تفکر کسب ثروت داشتند.

دانشمندان در شبانه روز در راه پیشرفت علم و دانش گام برمیدارند تا برای بشریت رفاه و خوشبختی به ارمغان آورند. آنان به ایات خدا ایمان دارند و برای تمام مخلوقات دنیا ارزش قائل هستند.

صاحبان دانش گوهرهای زمین هستند و بشریت نیازمند آنها، افسوس که جمعیت آنها اندک است و همواره در حال کاهش. در حال حاضر محققین و پژوهشگران زمین را احاطه کرده اند و جای خالی دانشمندان کاملاً مشهود است.

امروز کاملاً آشکار است که دانش بشری از زمان فعلی خود عقب افتاده است. مشکلاتی همچون فرقه گرایی دینی، جنگ ملتها، مرض های بدون علاج، گرسنگی و مخصوصا مال اندوزی با تفکر کسب ثروت از راه دانش، نشانی از فقر علمی ملتها است.

نظر بنده در خصوص علم و ثروت

  • علم و ثروت در هیچ زمان نمیتوانند با یکدیگر مقایسه شوند یا ادغام شوند؛ زیرا زمان به آنها اجازه تداخل نمیدهد.
  • علم چیزی نیست که در زمان محدود و مشخص بتوان صاحب آن شد؛ زیرا جهان همواره در حرکت است و تغییر پیدا میکند. یک دانشمند تا پایان عمر مشغول کسب علم است.
  • ثروت چیزی نیست که بدون تلاش مستمر، بدون قناعت، بدون خطر و استرس، و عدم مسئولیت پذیری بدست آید.
  • دانشی که در آموزشگاه و دانشگاه فراگرفته میشود بعنوان فنون یک حرفه محسوب میشود و ارزش دیگری ندارد.

نهایتاً من فکر میکنم تحت هیچ شرایطی دانشمندِ ثروتمند یا ثروتمندِ دانشمند معنی و مفهومی نخواهد داشت. هر کدام از اینها به تنهایی قابل درک هستند. این دو آدم های مختص خودشان را دارند که در دو راه کاملاً جداگانه ولی موازی حرکت میکنند، وجود هر دو برای یک جامعه مفید است. از اینرو پرسش ” علم بهتر است یا ثروت “ منطقی نیست و نمیتوان این دو را در هیچ زمان با هم مقایسه کرد.

 

12+